الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

56

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى)

مَن لقلبٍ مقيم مستهامٍ * غير ما صبوة ولا احلامٍ را انشاد كرد تا به اينجا رسيد : اخلص اللَّهُ لى هواى فما * أغرق نزعاً ولا تطيش سهامى امام عليه السلام فرمود : « اغرق نزعا و ما تطيش سهامى » « 1 » كميت عرض كرد : مولاى من ! شما در اين معنى از من شاعرتريد ! « 2 » 45 - « 3 » هشام‌بن معاذ در ضمن گفتارش ، آورده است كه چون عمربن عبدالعزيز وارد شهر مدينه شد منادى وى ندا داد : هر كه را ستمى شده و يا به ستم مال او را گرفته‌اند بايد بيايد ! ابوجعفر ( امام باقر ) عليه السلام آمد ، همين كه چشم وى به امام عليه السلام افتاد ، به استقبال او آمد و او را در جاى خودش نشاند . امام عليه السلام فرمود : « دنيا بازارى است از بازارها مردمانى از آنجا چيزهايى مىخرند كه سودى به حال آنها دارد نه زيان ولى چه بسا گروهى چيزهايى را مىخرند كه به زيان آنهاست ! و ديرى نمىپايد كه مرگ به سراغ آنها مىآيد و آنها با حسرت و ملامت از دنيا مىروند چرا كه چيزى به همراه نبرده‌اند تا در آخرت آنها را سود رساند ، و آنچه را كه ( در دنيا ) جمع كرده‌اند اشخاصى تقسيم مىكنند كه از ايشان ستايش

--> ( 1 ) - يعنى : كسى كه دلباخته و شيداست ، غير از صاحب دل كودكانه و رويايى است . . . خداوند دوستى مرا خالص گرداند ! تا غرق تباهى نشوم و تيرهايم از هدف دور نشود . امام عليه السلام فرمود : « ما تطيش » تا با معطوف عليه خود « ما اغرق » متناسب باشد - م . ( 2 ) - مناقب : 2 / 293 . ( 3 ) - همان . حديث شمارهء 44 عين حديث شمارهء 20 بود - م .